|
کانون هواداران پرسپولیس:در بازی تیم راه آهن مقابل پرسپولیس شاهد حرف ها و حرکاتی از علی دایی بودیم که شدیدا ما را به فکر فرو برد. از این رو بر آن شدیم تا با به تصویر کشیدن اتفاقات گذشته و یادآوری خاطرت بتوانیم از درصد خطا هایمان را در آینده بکاهیم. هان؛ بچش هوادار بچش طعم دغل بازی ها و
نامردمی های انسان های این روزگار پست را که هیچ وقت نتوانستند به خود
بفهمانند که اگر تو،توی هوادار نبودی اکنون نامشان بر سر زبان ها زمزمه
نمیشد. به یاد بیاور روز های ابتدایی فصل همه شوق شروع لیگ را داشتیم و تشنه ی دیدن پرسپولیس مان بودیم لیگ شروع شد انتظار ها به پایان رسید و
بازی با ملوان بود؛ هوادارانی که فقط و فقط برای نشان دادن عظمت تیمشان و
حمایت از تیم محبوبشان به آزادی آمده بودند ناگهان رنگ عوض کردند در دقایق
ابتدایی بازی با شعار هایی عجیب و مشکوک نام علی دایی سرمربی تیم راه آهن
را فریاد می زدند غافل از این که ما پرسپولیسی هستیم و سرمربی تیم مان
کسیست که به نیمکت مقابل چشمانمان تکیه زده نه سرمربی تیمی دیگر و ما هدف
مان چیزی جز موفقیت پرسپولیس نیست، حالا چه دایی به این نیمکت تکیه داده
باشد چه استیلی و چه دنیزلی.. ولی از یاد بردی هدفت را و به جای فریاد
زدن نام مقدس پرسپولیس نام علی دایی را فریاد می زدی که همان فریاد هایت
قرار بود فصلی کابوس وار برای خودت و تیمت رغم بزند با فریاد های مان تیم خودمان را به حاشیه و
بحران و قهقرا بردیم، تیمی که سال هاست نام های زیادی در آن آمدند و
ماندند و رفتند و آنچه ثابت مانده فقط خودش بوده و نام مقدسش به حمید استیلی می رسیم مربی تازه کاری که
با چشمان اشک آلود از پرسپولیس که خانه اش بود بیرونش کردیم ،انگ بی غیرتی
به کسی زدیم که یادمان نرفته از جان گذشتگی هایش برای تیم محبوبش ، به
خانواده ی کسی فحاشی کردیم که زندگیش را پرسپولیس می دانست و هواداران را
خانواده ی خود. حمید استیلی نتایج اسفناکی داشت ولی فحاشی
به او و فریاد زدن نام مربی تیمی دیگر از از ابتدای فصل گریبانش را گرفته
بود و خوب می دانیم دلیلش هم نتایجی نبود که او با پرسپولیس گرفته بود دلیلش گناه های کبیره ای بود که حمید
استیلی انجام داده بود به عنوان مثال از بزرگترین گناه هایش این بود که جای
علی دایی را گرفته بود کسی که خود پیشنهاد پرسپولیس را رد کرد و بعد شروع
به حاشیه سازی کرد ،گناه دیگر حمید استیلی رفاقت با حبیب کاشانی بود و ما
به خاطر مشکلمان با کاشانی استیلی را هم سوزاندیم مدیری که از لیست 9 نفره ی
استیلی توانست 2 نفر را جذب کند !! هر هفته که می گذشت نتایج بدتر میشد و
فحاشی به استیلی بیشتر ولی هر چه تامل می کنیم برای این سوال خود پاسخی
نمیابیم ؛چرا استیلی بعد از اولین باخت مورد فحاشی قرار گرفت ولی دایی بعد
از 5 باخت پیاپی و خوردن 4 گل در آزادی و قرار گرفتن در رده ی چهارم گروه
چهار تیمی آسیا باز هم تشویق شد؟!!!!... دلیلش شاید در نحوه ی روی کار آمدن استیلی
باشد و اینکه جای دایی را گرفت ولی فکر که می کنیم می بینیم خود علی دایی
هم به ناحق نیمکت پرسپولیس را تصاحب کرد. کسی که با تمام ستارگان تیم ملی فوتبال
ایران نتایج فاجعه باری گرفته بود و پس از باخت به عربستان در آزادی خانه
نشین شد به ناگاه به صحنه ی فوتبال برگشت ... دایی سرمربی پرسپولیس شد و جای زلاتکو
کرانچاری را گرفته بود که تیم را با سیری کاملا صعودی به رده ی سوم جدول
رسانده بود و نتایج بسیار خوبی گرفته بود و احتمال ارتقای رتبه ی پرسپولیس
در جدول کم نبود.... ولی چرا نام کرانچار ور آزادی فریاد زده
نشد؟چون او کرانچار بود و ایشان دایی؟یا شاد دلیلش را باید از هدایت کننده
های سکو ها پرسید ،شاید هم دلیلش ضعف توان مالی و نفوذ کرانچار نسبت به این
دوست عزیز باشد... نگارش این مطالب چیزی نیست جز تکرار
مکررات و ایجاد خستگی در ذهن شما هوادار گرامی ولی هوادار همیشه هوشیار است
و حوادث اطرافش را خواهد دید و تجزیه و تحلیل خواهد کرد. از جمله دلایل تشویق شدن دایی توسط
هوادارن تیمی که استیلی مربی آن است را شاید برخی در غیرت و تعصب و علاقه
ای بدانند که به ضعم آنان دایی به پرسپولیس و هوادارانش دارد و استیلی
نه..... شاید حق با آن دسته هوادارانی باشد که
چنین می اندیشیدند ولی ما فراموشکار نیستیم ،علی دایی را پرسپولیس و
هوادارانش به جایی رساندند که بشود شناسنامه ی فوتبال ایران در مجامع بین
المللی ولی همین اسطوره هنگامی که به هرتابرلین پیوسته بود در پاسخ به
خبرنگاری که از وی پرسید تیم سابقتان چقدر در موفقیتتان نقش داشته؟با لحن
مغرورانه و همیشگی خود فرمودند تاثیر زیادی نداشته من خودم زحمت کشیدم و به
اینجا رسیدم ..دوست عزیز شما زحمت کشیدی کسی منکر نیست ولی آیا اگر
فوتبالتان را در تیم بانک ملی دنبال می کردید باز هم همین سرنوشت در
انتضارتان بود؟خیر آقای دایی پرسپولیس و هوادارانش شما را به اینجا رسانده
اند.... بعد از بازگشت به پرسپولیس کاملا عوض شده بودید انگار آن علی دایی مغرور و خود پسند سابق نبودید ... روی سکو ها نامتان را فریاد میزدند حتی
بعد از 5 باخت پیاپی،حتی بعد از رفت و برگشت باختن به استقلال و حتی بعد از
کسب رتبه ی چهارم گروه در جام قهرمانان آسیا باز هم فریاد علی دایی و
ابراز احساسات هواداران به اسطوریشان لحظه ای فروکش نمی کرد... ولی حمید استیلی بعد از اولین باخت
هواداران تیمی که تا چند سال پیش همه ی زندگی و عشقش بود پشتش را خالی
کردند و بدترین نوع فحاشی را به وی و خانواده اش کردند... استیلی بازیکن پرسپولیس نبود و فقط شما
بودید؟استیلی با غیرت نبود و فقط شما بودید؟استیلی برای گل نشدند توپ سرش
را سد نمی کرد و فقط شما کردید؟ چرا آقای دایی چرا پشت استیلی باید خیلی
زود خالی شود و پشت شما نه؟یادمان نرفته کاری کردیم که استیلی بعد از تساوی
جلوی ملوان نای بلند شدن از روی نیمکت را نداشته باشد و اشک در چشمانش
حلقه بزند یادمان نرفته بی مهری ها و قدر نشناسی هایمان را... چرا زمان مربی گری شما همه ی پیکان ها به
سمت بازیکنان و مدیر و زمین و داور بود ولی نوبت به استیلی که رسید او شد
سیبل تمام انتقادات و فشار ها؟ شاید استیلی هم قدرت مالی و نفوذ شما را نداشت که هواداران پشت او را هم خالی نکنند.. هدف از این مقایسه ها این نیست که نتایج
شما بهتر بوده یا نتایج استیلی چون شرایط تیم و فشار ها و حواشی متفاوت بود
نتایج شما هم کاملا متفاوت است و طی 1 سال و نیم دو جام به ارمغان آورده
اید ولی رکورد های منفی هم کم نزدید استاد! بحث پیرامون غیرتی است که دم از آن می زدید و عشقی که به هواداران پرسپولیس و تیمشان دارید... به استیلی انگ بی غیرتی زدیم و از خانه اش
تردش کردیم ،هنوز چهره اش در بازی شاهین مقابل پرسپولیس در ذهنم هست
هیچوقت فراموش نمیکنم لحظاتی را که شاهین حمید استیلی مقابل پرسپولیس بود
ولی او هنوز هم پرسپولیسی بود هیچوقت یادم نمی رود آن ثانیه ها را که
استیلی به دسته ی صندلیش چنگ می انداخت و خود را به نیمکت می چسباند تا
نکند از جایش برخیزد و بخواهد قد علم کند جلوی هوادارن پرسپولیس ؛هوادارانی
که از ته دل عاشقشان بود ... یادم نمی رود فشاری که برای کنترل خود بعد از موقعیت های تیمش تحمل می کرد و خم به ابرو نمیاورد.... یادمان نمی رود اشک هایش را وقتی بی غیرت
خواندیمش و با دست هایمان به او اشاره می کردیم و رکیک ترین الفاظ را نثار
خانواده اش می کردیم... ولی ما قدر نشناس بودیم و بی مهری کردیم
به کسی که دوستمان داشت و عاشقمان بود و فریاد زدیم نام کسی را که جهان را
خلاصه شده در نام خودش می دید و می بیند..... آقای اسطوره،آقای با تعصب؛ کاپیتان
محبوبمان علی کریمی را که می شناسید ؟به خاطر می آورید بازی استیل آذین
مقابل پرسپولیس را؟پاس گل استیل آذین را کریمی صادر کرد ولی بعد از گل و
برتری تیمش مشت گره کرده و بالا و پایین پریدنش را ندیدیم بلکه چیزی که از
او دیدیم پیراهن سرخ پرسپولیس بود که زیر لباس تیمش به تن کرده بود و با
اینکه تیمش بازی را برده بود ،هنگام اخراج از زمین پیراهن استیل آذین را به
زمین کوبید و عشقش را سالهاست به ما ثابت شده بار دیگر به رخ مان کشد... با غیرت و با تعصب یعنی امثال کریمی ها و
استیلی ها،استاد شما عاشق هستید ولی نه عاشق پرسپولیس عاشق خودتان هستید و
غیرتتان هم فقط به خودتان است... «من عاشق این هواداران هستم با شادیشان
شادم و غمشان غمگین» جمله ی آشناییست به گوشتان، اینطور نیست جناب آقای
عاشق؟درست است شما این جمله را راجع به هواداران پرسپولیس گفته بودید ولی
ثابت کردید عشق و غیرت و تعصبتان فقط به شخص خوتان است و بس... بازی پرسپولیس و راه آهن بود شما و تیمتان
برای بقا در لیگ نیاز مبرم به سه امتیاز مسابقه داشتید ولی خدارا شاکریم
که این حساسیت موجب شد تا شما چهره ی واقعی خود را نمایش دهید به هوادارانی
که دم از علاقه به آنها می زدید ولی خیلی زود نقاب از چهره تان برداشته
شد. تیمتان که گل سوم را که به ثمر رساند
خیلی خوشحال بودید کار هایی می کردید که قبلا با گل زدن پرسپولیس انجام می
دادید نه گل زدن به پرسپولیس ولی یادتان نبود این حرکات جلوی هوادارانی
از شما سر زده که گفته بودید با شادیشان شادید و با غمشان غمگین.حق با شما
بود باید هم خوشحال باشید چون هواداران پرسپولیس هم از اینکه تیم بحران زده
یشان سه گل از تیم شما دریافت کرده بسیار مسرور بودند و از شادی در پوست
خود نمی گنجیدند.... چهارمین گل تان که وارد دروازه ی پرسپولیس
شد حرکات و شادی های عجیب تری از شما دیدیم. شبیه شادی هایی بود که بعد از
تنها بردتان در دربی انجام می دادید البته باز هم حق داشتید با آن شدت
خوشحالی کنید چون هواداران پرسپولیس با هم شدیدا خوشحال بودند و حتی بعضی
هایشان از شدت خوشحالی اشک می ریختند برای چهار گلی که پرسپولیس شان از تیم
جنابعالی دریافت کرده است... سر حرفتان ماندید استاد با شادی هواداران
شاد شدید و با غمشان غمگین و خیلی خوب نشان دادید تعصب و علاقه ای که به
پرسپولیس و هوادارانش دارید را... شاید بگوییم فقط از برد تیمتان خوشحال بودید ولی امکان نداشت کمی آرام باشید یا حد اقل بعد از گل چهارم به آسمان نپرید؟!!! ولی این پایان به رخ کشیدن تعصبتان
نبود.بعد از اتمام بازی در کنفرانس مطبوعاتی در حالی که به شدت از شکست
پرسپولیس ابراز خرسندی می کردید گفتید:«خدا به من عزت داده که بالاتر
پرسپولیس هستم» بله آقای دایی شما اکنون در جدول بالاتر
از تیم بحران زده ی پرسپولیس قرار گرفته اید ولی هیچ وقت- بار دیگر تکرار
می کنم که به ذهن بسپارید- «هــیــــچ وقــت در قلبها بالاتر از پرسپولیس نخواهید بود» شما مقابل هوادارانی قرار گرفته بودید که
حتی برای ثانیه ای پشت تان را خالی نکردند و همیشه کنارتان بودند و حتی در
بدترین شرایط تنها رهایتان نکردند ولی شما به اشک های شان خندیدید و از
شکست شان مسرور شدید.. بخندید استاد شاد باشید و غریو پیروزی سر
دهید ولی شما هم با این همه تکبر و غرور روزی خواهید رفت و آنچه تا ابد
باقی خواهد ماند پرسپولیس کبیر است.. با این کارتان نه چیزی از پرسپولیس کاسته
شد و نه چیزی از هوادارانش ولی چهره ی شما و میزان غیرت و تعصبتان به
پرسپولیس و عشقتان به هواداران روز بازی کاملا در چهره تان هویدا بود... هوادارانی که فقط برای این می خواستیدشان
که نامتان را فریاد بزنند و ابزاری باشند برای رسیدن به اهدافتان و اگر
چنین نبود هیچوقت از محبوبیت دیگران هراس نداشتید از از سکو ها نام کسی جز
شما شنیده شود هراس نداشتید... عابدزاده را از پرسپولیس چرا از خانه اش بیرونش کردید و حاضر به ادامه ی همکاری با وی نشدید؟حاشیه ساز بود؟بیشتر از خودتان؟!!!! محسن خلیلی را چطور او را چرا نخواستید؟ گل نزن بود؟ کریم باقری را چرا نابودش کردید؟حتما دیگر عمر فوتبالیش به پایان رسیده بود؟خودتان در چه سنی مستطیل سبز را ترک کردید؟ زمانی که سرمربی تیم ملی بودید چرا علی کریمی را دعوت نمی کردید؟مهارت کافی را نداشت یا تجربه ی کافی ؟ یا شاید هم تمام این کار ها را انجام دادید برای ترسی که از شنیدن نام کسی جز خودتان از روی سکو ها داشتید ؟... سخت بود که بعد از بازی با عربستان برای تان شعار حیا کن رها کن بخوانند و یکصدا علی کریمی را صدا کنند؟ تحملش را نداشتید که شما روی نیمکت باشید و امثال عابدزاده و باقری و خلیلی تشویق شوند؟ آقای دایی این هواداران خیلی با هوش تر و فهیم ترند از حدی که شما برایشان در ذهن تان تعیین کرده اید... امید است این گفته ها و یاد آوری گذشته ها
تصویر درستی از آینده مقابل دیدگان مان قرار دهد تا دیگر مرتکب اشتباهات
سنوات سابق نشویم و کسانی را دوست بداریم که دوستمان دارند و کسانی را ترد
کنیم که ساده پنداشته اند و و شعورمان را...
سلام دوستان پرسپوليسي،همين بودحمايتتون ازتيممون،همه ناراحتيم ولي كوحمايت؟چرافرصت نميدين به افرادجديد؟چراصبرنداريد؟امشب به غيرت شماهاهم شك كردم،متاسفم براكسايي كه ازاون دايي بي غيرت پول پرست حمايت ميكنن وهنوزبه اين شعورنرسيدن كه پرسپوليس يه اسمه نه ملك پدري امثال دايي كه (بعدازرفتنش يادش رفته تماشاگراش روباخودش ببره)اگه اينجوري بودمستحق ترازاون خيليابودن كه داعيه ي تصاحب داشته باشن.
کانون هواداران پرسپولیس : شنيده بوديم كه علي كريمي براي بازي در پرسپوليس انگيزههاي زيادي دارد و حتي وقتي به عنوان اولين خريد اين تيم قراردادش را ثبت كرد شنيدههايمان را بيشتر باور كرديم اما هرگز تصور نميكرديم او تا اين اندازه سرشار از انگيزه باشد. او طوري مقابل ملوان ظاهر شد كه همه فراموش كردند يك بازيكن 33 ساله است. كريمي باز هم گوشههايي از جادويش را به نمايش گذاشت و شايد اوج هنرنمايي او بعد از گلي بود كه ملوان زد و پشت سر گذاشتن چند بازيكن زمينهساز شروع حملات تيم براي رسيدن به گل تساوي بود. البته كاپيتان پرسپوليس در همان ثانيههاي 40-30 با توپربايي خوبي كه انجام داد و اولين خطر جدي را پايهگذاري كرد، انگيزههايش را به نمايش گذاشت و هواداران را به وجد آورد كريمي محور اكثر حركات تيمش بود. او به عنوان يك پاسور و طراح وظايف خود را به خوبي انجام داد اما يك سوال تا قبل از گل ملوان وجود داشت و آن اينكه چرا فاصلهاش تا دروازه حريف بيش از اندازه بود. به اعتقاد خيليها شايد اگر او نزديكتر به 18 قدم ملوان بود شكل بازي پرسپوليس هم تغيير ميكرد. شماره هشت محور اصلي تيمش در مركز زمين بود و حتي در زمان حمله هم بازيكنان پرسپوليس منتظر او ميمانند تا برسد و توپ را به او بسپارند. كارشناسان فوتبال همواره بر اين اعتقاد بودند كه يك علي كريمي با انگيزه و سرحال براي هر تيمي يك نعمت است و حالا پرسپوليس چنين بازيكني را در اختيار دارد كه اگر شرايطش را حفظ كند قطعا براي پرسپوليس بازي هاي ماندگاري را به نمايش خواهد گذاشت.
گیشا۸: جناب آقای سرپرست موقت!!تا امروز با کارهات موافق بودم ولی بدون ربع محبوبیت عقاب آسیا رونداری با حرفات جو پرسپولیس رو به هم نریز!عقاب رو وسیله ی بازیهات نکن که هرکسی با عقاب در افتاد ور افتاد. کاری نکن مردم ازت رو برگردونن!کما اینکه الانم خیلی ها مخالفت هستند. جای اینکه عقاب رو به تیمش به عشقش برگردونی داری با آبرو وحیثییتش بازی می کنی؟؟! کاری نکن فردا از کرده هات پشیمون شی آقای کاشانی. سالها هم در پرسپولیس باشی وهر سال قهرمانیها ی الکی بیاری بازم هوادار عابدزاده روبیشتر خواهد خواست. این همیشه یادت باشه با دونفر هیچ وقت سرناسازگاری نذاریکی عابدزاده ودیگری پروین. عشق است پرسپولیس
شهامت نداری اسمم را بیاوری آقای مدیر؟ / برای آقایانی که فک و فامیل و بچه هایشان را به پرسپولیس آورده اند متاسفم / پسرم مثل شما با لابی به موفقیت نرسیده کانون هواداران پرسپولیس : گزارشی در یک سایت سیاسی کافی بود تا سبب شود احمدرضا عابدزاده به سیم آخر بزند. گزارشی که در آن یک مدیر باشگاه گفته بود پسر یک ستاره فوتبال که رفته بوده امریکا ، نتوانسته اقامت بگیرد چون پدرش به دروغ گفته بوده این پسر در تیمی سرشناس بازی می کرده و باشگاه معروف هم در پاسخ استعلام امریکایی ها حقیقت را گفته و سبب شده پسر این فوتبالیست ، دیپورت شود. عابدزاده البته تا ظهر دیروز از این ماجرا بی خبر بود تا اینکه یکی از دوستانش زنگ زد و ماجرا را برایش تعریف کرد. او فهمید تا این گفت و گو را انجام دهد. احمدرضا حرف هایش را اینگونه شروع می کند:« این معلوم است که آنها دارند من را می گویند چون این چیزی که نوشتند ، فقط مخاطبش من هستم. سئوالم این است که چرا اسمم را ننوشتند. تازه خودشان را هم لو دادند . معلوم است چه کسانی می روند علیه من مصاحبه می کنند. آقایی که می روی به عنوان مدیرعامل یک باشگاه مصاحبه می کنی ، چرا اسمت را نمی گویی؟ جرات داشته باش تو که می خواهی با آبروی من بازی کنی. اگر منظورتان من نبودم اقلا می گفتید که احمدرضا را نگفتیم. شما که همه کدهایی که دادید ، درباره من بوده. غیر از من چه کسی اخیرا پسرش را فرستاده آنجا برای تحصیل و خودش در کادرفنی تیمی آمریکایی است؟ دنبال چی می گردید؟ برای من این همه کار مشکل درست کردید حالا می خواهید باآبروی خانوادگی ام در رسانه ها بازی کنید؟» او ادامه می دهد:« این آقای مدیرعامل که مدیرعامل هم نیستو بعید می دانم حکمی داشته باشد از هیات مدیره ای حتی جرات نداشته اسمش را بگوید . او ادعا کرده من رفتم آمریکا و گفتم پسرم با باشگاهش قرارداد دارد و بعد از آمریکا استعلام گرفتند و او راستش را گفته. اولا که چنین چیزی نیست چون من نگفتم پسرم با باشگاه این ها قرارداد داشته یا نداشته.گفتم امیر آنجا که چون آن تیمی که من همیشه به بازی کردن در آن افتخار می کنم ، تمرین کرده. اسم باشگاه را نمی گویم چون این آقا جرات نکرده اسمش را بیاورد و من هم مثل خودش جوابش را می دهم. هرچند مردم خیلی راحت این حرف ها را می فهمند.» احمدرضا این بار تیغ انتقاداتش را تیزتر می کند و می گوید:« خدمت آقایانی که فک و فامیل و بچه های شان را به باشگاه آورده اند. باید بگویم شما حالا افتادید دنبال رسانه ای کردن مسائل خانوادگی من و امثال من. فکر کردید من رفتم گفتم پسرم با باشگاه تان قرارداد دارد. حالا هم می خواهید جوسازی کنید در صورتی که باید بگویم پسرم را انگلیس فرستادم و آنجا هم درس می خواند و هم در آکادمی تیم های بزرگ شان دروازه بانی یاد گرفت. الان هم رفته امریکا در رشته تجارت در دانشگاه ثبت نام کرده. چند زبان زنده دنیا را حرف می زند. در لس آنجلس بلوز دارد بازی می کند و داشته هایش را هم با لابی و رابطه بدست نیاورده. من تنها کاری که برای پسرم انجام دادم ، تامین هزینه هایش بوده. کاری که هر پدری برای پسرش می کند. ولی این خود امیر است که رنج غربت و دوری از خانواده را تحمل می کند. استعداد ورزشی دارد و علاقمند به تحصیل در سطح بالا است. اقامتش را هم گرفته . شما خیال تان از این بابت راحت باشد. من تا حالا درباره موفقیت های ورزشی و تحصیلی دخترم چیزی نگفته بودم ولی برای اینکه آقایان بی خواب بشوند شاید بیایم از موفقیت های ورزشی اش بگویم و البته سطح علمی او. آقایان هم اگر بچه های شان بدون لابی به جایی رسیدند ، بیایند و این ها را برای مردم بگویند.» احمدرضا می گوید این حرف هایی که می زند ، شخص خاصی را نشانه نرفته و او هم مثل « اون مدیر باشگاه که مدیر هم نیست» بدون اسم اشاره به شخص خاصی این قسمت را بخوانید و برایش مصداق سازی نکنید؛« مرا از تیم انداختید بیرون. پول همه را دادید غیر از من. حالا می افتید دنبال رسانه ای کردن یک نامه؟ ادعای همه چیز را دارید ولی با منی که سالها زحمت کشیدم این برخوردها را می کنید و می آیید در حریم خانواده ام.با این حرف ها نمی توانید مردم را گمراه کنید. مدام دم از اعتقادات می زنید. بعد درباره زندگی شخصی مردم دروغ می گویید. می خواهید فیلم بازی های امیر را برای تان بفرستم ؟ می خواهید بدهم برگه اقامتش را چاپ کنند تا ببینید ؟ بعد از این هم بر علیه تان مصاحبه می کنم، خیالتان راحت باشد. من به مردم گفتم که بعدا این آدم ها را می شناسید. حالا دیگر خوشبختانه دست تان برای همه رو شده. »
کانون هواداران پرسپولیس : همسر احمدرضا عابدزاده نسبت به اظهارات مدیر یک باشگاه لیگ برتری(!) واکنش نشان داد.
«چون در آن مطلب راجع به حریم خصوصی زندگی ما حرف زدند جواب شان را می دهم. من اهل مصاحبه نبودم اما چون راجع به خودم دروغ گفتند توضیح می دهم. پاسپورتم هست و نشان می دهد که در 6 ماه گذشته نه من و نه دخترم به امریکا نرفتیم. احمدرضا امیر را به امریکا برد و این نشان می دهد که مدیر مصاحبه کننده اطلاعات اشتباه به مردم داده است. واقعا متاسفم. احمدرضا سلامتی اش را در این فوتبال از دست داد. زانوهایش را برای این فوتبال گذاشت. اما یک عده ای که فوتبالی هم فکر نمی کنم باشند ، حرمتش را می شکنند و بحث خانوادگی اش را می کشند وسط. من هیچ وقت حرفی نمی زدم اما نمی توانم تحمل کنم به پسرم توهین کنند. راستش فکر نمی کنم نیازی به بیشتر از این توضیح دادن من باشد. امیر در امریکاست و درسش را می خواند. پاسخ این آقایان که ما اسم شان را هم به زبان نمی آوریم را قبل از این علی دایی داده . دایی روبروی فردوسی پور نشست و همه چیز را گفت. حالا دیگر همه مردم همه چیز را فهمیدند و شناختند. نیازی نیست که ما چیزی بگوییم»
کانون هواداران پرسپولیس : دروازه بان پيشين تيم ملي كه به ادعاي خيلي از كارشناسان بهترين گلر تاريخ فوتبال ايران بوده از نحوه مديريت در پرسپوليس ناراضي است. احمدرضا عابدزاده در اين خصوص گفت: در جمع پيشكسوتان پرسپوليس حاضر شدم تا سهمي در پس گرفتن اين تيم از موقتي ها داشته باشم چون به اعتقاد من تا اين آقايان هستند پرسپوليس به صاحبانش نميرسد. وي ادامه داد: با جمعي از بزرگان پرسپوليس دور يكديگر جمع شديم تا از مسئولان دولتي و سرپرستي وزارت ورزش و جوانان بخواهيم در صورت امكان سهام اين تيم را به پيشكسوتان بدهند تا آنها در اداره اين تيم به دلخواه هواداران اقدام كنند. عابدزاده در پايان اظهار داشت: همه بزرگان آماده اند تا به تيم محبوب خود كمك كنند اما متاسفانه عده اي اين تيم را رها نميكنند و نميگذارند تيم به صاحبانش برسد زيرا آنها گمان ميكنند پرسپوليس بي صاحب است.
کاپیتان سابق تیم فوتبال پرسپولیس در خصوص برخوردی که این روزها در فوتبال ایران با اسطوره ها می شود، می گوید: «در ایران بعضی ها کارشان اینست که آنهایی که مردم دوستشان دارند و محبوب هستند از صحنه ورزش دور کنند. وقتی ناصر حجازی آنطور سختی کشید و از بین ما رفت بقیه اسطوره ها چه توقعی می توانند داشته باشند؟»
عابدزاده می گوید دیگر تمایلی برای کار کردن در فوتبال ایران ندارد: «اینجا بعضی ها مثل گرگ و شغال دنبال منافع شخصی خودشان هستند، من آدمی نیستم که در این فضا بتوانم کار کنم به همین دلیل می گویم فوتبال ایران مبارک همین گرگ ها و شغال ها باشد» مربی سابق تیم فوتبال پرسپولیس در خصوص درگذشت ناصر حجازی هم می گوید: «حجازی اسطوره این فوتبال بود و من همه چیز را از او یاد گرفتم. حتی سعی می کردم نوع لباس پوشیدنم مثل حجازی باشد، خیلی سخت است قبول کنیم که حجازی دیگر بین ما نیست» عابدزاده ادامه می دهد: «شما بروید کارنامه مدیران فوتبال ایران را بررسی کنید و ببینید با این فوتبال چه کرده اند. این ها اصلا ورزشی هستند؟ در فوتبالی که دولتی ها همه چیز را در دست گرفتند جای کار کردن برای من و امثال من باقی نمی ماند. همین پرسپولیس را ببینید چه بلایی به سرش آمده و تا وقتی این آقایان هستند پرسپولیس درست نخواهد شد.»
|
About![]()
همه ی مدادرنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کس به اوکاری نمی داد...همه می گفتند:" توبه هیچ دردی نمی خوری "...یک شب که مدادرنگی ها توی سیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح کار کرد ... ماه کشید...مهتاب کشید ... وآنقدرستاره کشید که کوچک وکوچک وکوچک تر شد ...صبح توی جعبه ی مدادرنگی ها ...جای خالی او باهیچ رنگی پر نشد... Archivesاردیبهشت 1391اسفند 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 تیر 1389 فروردین 1389 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 آذر 1387 شهریور 1387 Links
سایت رسمی باشگاه پرسپولیس تهران
تنها ترین فرشته دختر
گیشا8 و عشق کریمی |